برخی از کارشناسان معتقدند تصمیم اخیر ترامپ در حالی که فشارهای اقتصادی به خصوص در حوزه انرژی هر روز بیش از گذشته میشود، نشان دهنده نوعی سردرگمی در سیاستگذاری انرژی و فشارهای ژئوپلیتیکی آمریکا است، مسألهای که به گفته این افراد میتواند پیامدهای گستردهای برای بازار جهانی نفت و سایر بازارهای مرتبط داشته باشد.
به گزارش «آرمان ملی»، حسن مرادی، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی دراین باره گفت: در مقطعی که تنشها میان ایران و آمریکا افزایش یافت و احتمال اختلال در عبور نفتکشها از تنگه هرمز مطرح شد، دونالد ترامپ برای جلوگیری از جهش شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی، تصمیم گرفت بخشی از محدودیتها علیه صادرات نفت روسیه را کاهش دهد. هدف از این اقدام، افزایش عرضه نفت در بازار جهانی و جلوگیری از شوک قیمتی بود که به گفته برخی تحلیلگران باعث شد صادرات نفت روسیه به ویژه به کشورهایی مانند هند افزایش پیدا کند و بخشی از نگرانیها درباره کمبود عرضه در بازار انرژی کاهش یابد و به این ترتیب قیمت نفت هم تا حدودی در جهان مدیریت شود. او درباره دلیل اظهارنظر اخیر ترامپ مبنی بر پایان معافیت تحریمهای صادرات نفت روسیه و شوک احتمالی به بازار انرژی جهان گفت: در حالی که همچنان نگرانیها درباره وضعیت تنگه هرمز و امنیت عرضه انرژی در جهان ادامه دارد، دولت آمریکا تصمیم گرفته است معافیتهای مربوط به صادرات نفت روسیه را لغو کند و تحریمها را بار دیگر به طور کامل بازگرداند. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که بسیاری از تحلیلگران معتقدند بازار جهانی نفت هنوز با عدم قطعیتهای جدی روبهرو است و هرگونه محدودیت تازه در عرضه میتواند به افزایش بیشتر قیمتها منجر شود.
نشانی از سردرگمی آمریکا
مرادی در تحلیل این اقدام ترامپ گفت: چنین تصمیمی بیش از آنکه نشانه یک راهبرد مشخص باشد، از سردرگمی در سیاستهای اقتصادی و انرژی آمریکا حکایت دارد. زمانی که واشنگتن برای کنترل قیمت نفت به سراغ کاهش محدودیتها بر صادرات روسیه میرود، اما کمی بعد در حالیکه شرایط بهبود نیافته است، همان معافیتها را لغو میکند، این پیام را به بازار جهانی میدهد که سیاستگذاری در این حوزه فاقد ثبات و چشمانداز بلندمدت است. او معتقد است: بازار جهانی نفت در حال حاضر با مجموعهای از فشارهای همزمان مواجه است. از یک سو تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و نگرانیها درباره مسیرهای انتقال انرژی وجود دارد و از سوی دیگر تصمیمات تحریمی آمریکا میتواند عرضه نفت برخی کشورها را محدود کند که در نهایت این ترکیب از عوامل میتواند بازار انرژی را بیش از پیش متلاطم کند و زمینه افزایش قیمت نفت را فراهم آورد. این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه پیامدهای چنین شرایطی تنها به بازار نفت محدود نمیشود، گفت: به این ترتیب قطعاً صنایع پاییندستی و بازارهای وابسته به انرژی نیز به سرعت تحت تأثیر قرار میگیرند، چراکه افزایش قیمت نفت و محدودیت در عرضه میتواند در بازارهایی مانند پتروشیمی، اوره، گوگرد و سایر محصولات وابسته نیز اثرگذار باشد و در نهایت زنجیره گستردهای از قیمتها در سطح جهانی را دستخوش تغییر کند.
دست خالی ترامپ
مرادی همچنین به تحولات دیپلماتیک اخیر و سفر رئیسجمهور آمریکا به چین اشاره و بیان کرد: سفر ترامپ به چین یکی از نمونههایی است که نشان میدهد آمریکا در مدیریت معادلات انرژی و تجارت جهانی با چالشهایی روبهروست. چراکه تقریباً همگان بر این باور هستند که او در این سفر نتوانست دستاورد سیاسی یا اقتصادی قابل توجهی برای دولت آمریکا به همراه داشته باشد. چون چین صریحاً و به شکل شفاف بار دیگر تأکید کرده است که همچنان علاقمند به خرید نفت از ایران است؛ موضوعی که نشان میدهد سیاست فشار حداکثری واشنگتن با محدودیتهای جدی در عرصه بینالمللی مواجه شده است. او اضافه کرد: از طرف دیگر، بازگشت کامل تحریمهای نفتی علیه روسیه نیز لزوماً به معنای کاهش واقعی صادرات این کشور نخواهد بود، چراکه روسیه به دلیل گستردگی جغرافیایی و دسترسی به مسیرهای مختلف زمینی و دریایی، ظرفیت بالایی برای دور زدن محدودیتها و یافتن بازارهای جایگزین دارد و در سالهای اخیر نیز روسیه نشان داده است که میتواند با تغییر مسیرهای صادراتی و استفاده از شبکههای تجاری جدید، بخش قابل توجهی از صادرات انرژی خود را حفظ کند.
دلار زدایی
مرادی ادامه داد: همچنین شاهد این هستیم که سیطره آمریکا و دلار به تدریج در حال سقوط است، چون جریانی که طی سالهای اخیر در اقتصاد جهانی شکل گرفته است؛ روندی است که به تدریج نقش دلار را در معاملات بینالمللی کاهش میدهد. در حقیقت تنشهای سیاسی و استفاده گسترده از ابزار تحریم توسط آمریکا باعث شده است برخی کشورها به دنبال جایگزینهایی برای دلار در مبادلات تجاری خود باشند. در این راستا، استفاده از ارزهایی مانند یوآن چین، روبل روسیه یا حتی برخی ارزهای دیجیتال در معاملات نفتی و غیرنفتی افزایش یافته است. او تاکید کرد: این تغییرات اگرچه هنوز به معنای پایان سلطه دلار در اقتصاد جهانی نیست، اما میتواند نشانهای از تحول تدریجی در ساختار مالی بینالمللی باشد، اما در چنین شرایطی، فشارهای تحریمی آمریکا ممکن است در بلندمدت اثرگذاری کمتری داشته باشد، چون کشورها به تدریج مسیرهای جدیدی برای انجام مبادلات مالی و تجاری خود پیدا میکنند. همزمان با این امور، موضوع تنشهای نظامی نیز همچنان یکی از عوامل تأثیرگذار بر بازار انرژی به شمار میرود.
آخرین تهدید آمریکا
عضو سابق کمیسیون انرژی مجلس افزود: تهدیدهای اخیر آمریکا علیه ایران و احتمال حمله یا اقدام نظامی جدید باید گفت که بخش قابل توجهی از این تهدیدها بیشتر جنبه بازدارندگی و فشار سیاسی دارد تا اینکه به اقدام عملی منجر شود، چراکه هرگونه درگیری مستقیم در منطقه میتواند پیامدهای گستردهای برای بازار نفت داشته باشد. قطعاً ایران یکی از بازیگران مهم در معادلات انرژی منطقه است و هرگونه تنش نظامی میتواند امنیت مسیرهای انتقال نفت را تحت تأثیر قرار دهد. به خصوص اینکه تنگه هرمز که بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان از آن عبور میکند، در صورت بروز درگیری میتواند به یکی از کانونهای اصلی بحران تبدیل شود. از طرفی قطعاً در چنین شرایطی ایران نیز دست بسته نخواهد بود و هرگونه اقدام نظامی میتواند واکنشهای متقابل و زنجیرهای در منطقه ایجاد کند. از نگاه او، همین احتمال واکنشهای متقابل است که باعث میشود بسیاری از تحلیلگران معتقد باشند تهدیدهای مطرحشده بیشتر برای ایجاد فشار سیاسی و روانی است تا اجرای یک عملیات گسترده نظامی که احتمالا علیه ایران انجام شود. او افزود: با این وجود احتمال هرگونه اقدام غیرمنتظره را نیز کاملاً منتفی نیست، چون رفتارهای سیاسی ترامپ در گذشته نشان داده است که گاه میان اظهارات و تصمیمهای عملی او فاصله چندانی وجود ندارد و ممکن است اقداماتی انجام شود که پیامدهای پیشبینینشدهای به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، بازارهای جهانی انرژی نیز به سرعت واکنش نشان خواهند داد و نوسانات شدیدتری را تجربه خواهند کرد. او خاطرنشان کرد: مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد بازار جهانی نفت در دورهای از بیثباتی و عدم قطعیت قرار گرفته است؛ دورهای که در آن تصمیمات سیاسی، تنشهای ژئوپلیتیکی و رقابتهای اقتصادی به طور همزمان بر عرضه و تقاضای انرژی تأثیر میگذارند و اگر این روند ادامه پیدا کند، نه تنها قیمت نفت بلکه بسیاری از بازارهای وابسته به انرژی نیز با نوسانات بیشتری مواجه خواهند شد و اقتصاد جهانی در برابر شوکهای تازه آسیبپذیرتر خواهد شد.